غيرمستقيم از سرمشقهاي عربي اقتباس شدهاند. در برخي موارد منشأ عربي آنها از عبارات لاتيني غريبي معلوم ميشود كه عربيدان با يك نظر معادل اصطلاح عربي آن را تشخيص ميدهد.1 اصل عربي ممكن است از آثار قديم يوناني الهام گرفته شده باشد، ولي هيچ متن يوناني (از نوع صحيح آن) تاكنون به دست نيامده است. تأثيرات يوناني در آنچه كيمياگران عربي انجام دادند احتمالاً از نوعي بسيار مبهم بوده است.
اين آثار لاتيني داراي منشأ عربي، براي مقايسه با آثار لاتيني كه تأثير زبان عربي در آنها ناچيز است يا اصلاً وجود ندارد، بسيار جالب است. اينك به برخي آثار اشاره ميكنم كه به مايكل اسكات، ونسان دو بووه، آلبرت كبير،2 راجر بيكن و ديگران منسوب است.
بااين حال ممكن است بررسي دقيق اين آثار بهوسيلهٴ عربيدانان تأثيراتي را كه از چشم لاتيندانان دور مانده، آشكار سازد. نبايد فراموش كنيم كه برخي رسالههاي عربي پيش از سدهٴ سيزدهم به زبان لاتيني در دسترس بود و از اين رو، ممكن است بسياري افراد بدون آگاهي و بدون امكان آگاهي از منشأ آن از اين آثار استفاده كرده باشند.
ساختن كيميا را رابرت چستري (دوازدهم ـ 1) در سال 1144م/539 ه ق، لوح زمرد را هوگ سانتالايي (دوازدهم ـ 1)،
درباب زاج را ژرار كرمونايي (دوازدهم ـ 2)، بخش شيمي كتاب شفاي ابنسينا را در همين سدهٴ دوازدهم آلفرد سارشلي (سيزدهم ـ 1) ترجمه كرد. اين رسالهٴ اخيرالذكر تأثير ويژهاي داشت. نظرات ابنسينا تقريباً در همهٴ رسالههاي لاتيني سدهٴ سيزدهم و بعد از آن نقل شده است. مثلاً، رسالهٴ مختصر
فلزات و كيمياي مندرج در نسخهٴ خطي فريتس پانت مورخ ربع اول سدهٴ چهاردهم را در نظر بگيريد (ايسيس 13، 433، 498).3
ثورندايك در تأليف بزرگش درباب جادو و علم (ج 3، فصل 3، 1934) به آثار لاتيني ديگري اشاره ميكند كه احتمالاً مقدم بر سدهٴ چهاردهماند و نام موٴلف ندارند يا به موٴلفان مجهولي نسبت داده شدهاند. مثلاً رسالهٴ روسيموس (تحريف زوسيموس؟) خطاب به اوتسيا؛ رسالههاي آلفيديوس، روديانوس، سنيور، گراتيان كيمياگر، كه شرحي بر جدال فلسفي و رساله درباب
حجرالفلاسفه را نوشت. سپس ميتوان از كتاب مهارت در تجربهٴ حقيقي منسوب به بُناوِنتورا دو